چکاوک

خرید بک لینک
دل من چه عیبی داشت که رفتی دنبال دل غریبه هامگه اون چی کم گذاشت که رفتی دنبال دل غریبه هادل من بی سروسامون تو بود اون فقط چند روزی مهمون تو بوددل من اشکاتو پنهون میکنیبا کارات هی منو داغون میکنیهی میری سراغ اون یه زخم رو زخمات بذارهبه چه زبونی چکاوک...

ما را در سایت چکاوک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:22

مرا دختر خانـــــــوم می نامند...مضمونی که جذابـــیتش نفـــس گیــراست...دنیــــای دختــرانـــه من ..نه با شمــــع...نه با عروســـک معنـــا پیدا نمیکنـــد...و نه با اشک و افســـــــــــــــــون...امــــــــا;تمــــــام اینها را در برمیگیرد...م چکاوک...

ما را در سایت چکاوک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:22

دختر با اخم اومد پیش مادرش و گفت:مامان من دیگه از دختر بودن خسته شدم!مادرش با تعجب پرسید چرا؟دختر گفت:خسته شدم از این تبعیضی که بین دختر و پسر قائل میشن!پسر تا نصف شب هرجا دلش بخواد میره کسی نمیگه اشکال داره اما دختر برهمیگن خوبنیست.پسر د چکاوک...

ما را در سایت چکاوک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:22

میدانی...یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی>و بچسبانی پشت شیشه ی افکارت!باید به خودت استراحت بدهیدراز بکشی...دست هایت را زیر سرت بگذاری...به آسمان خیره شوی...و بی خیال سوت بزنی...و در دلت بخندی به تمام افکاری کهپشت شیشه ی ذهن چکاوک...

ما را در سایت چکاوک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:22

صفحه بندی